برای مهمانی کردن ثواب جزیل،1 و اَجر جمیل در شریعت مقدّسه وارد شده است.
حدیث از حضرت پیغمبر9 مروی است: «کسی که مهمانی نکند، هیچ خیر در او نیست».
- و فرمود: «چون مهمانی بر قومی وارد شود، روزی با او از آسمان نازل می شود؛ و چون چیزی می خورد، خدا گناهان آن قوم را می آمرزد».
- نیز، فرمود: «هیچ مهمانی بر قومی داخل نمی شود، مگر آنکه روزی او در آغوش اوست».
- نیز، از آن جناب مروی است: «چون خدا به قومی اراده خیر نماید، به جهت ایشان هدیه می فرستد. عرض کردند: چه هدیه ای؟ فرمود: مهمان، با روزی خود می آید و گناهان اهل خانه برداشته می رود».
- و فرمود: «هر خانه ای که مهمان داخل آن نمی شود ملائکه نیز به آنجا نمی آیند».
- از حضرت امیرالمؤمنین(ع) مروی است: «هیچ مؤمنی نیست که صدای پای مهمان را بشنود و به آن خوشحال شود، مگر آنکه خدا همه گناهان او را می آمرزد، اگرچه میان زمین و آسمان را پُر کرده باشد».
روایت و ابراهیم خلیل الرحمن(ع) چون می خواست چیزی بخورد، به قدر یک میل2 یا دو میل راه بیرون می رفت که کسی را بیابد و با او غذا بخورد. او را «ابوالضیفان» یعنی پدر میهمان ها گفتندی.
جمیع اخباری که در فضل و ثواب طعام دادن و آب دادن رسیده، دلالت بر فضیلت میهمانی نیز می کند، و آن اخبار از حد، متجاوز است.
- وارد شده است که: هر که برادر مؤمن خود را اطعام کند تا سیر کند او را، و آب دهد تا سیراب کند او را، خدا او را هفت خندق از آتش جهنّم دور می کند؛ که مابین هر خندقی مسافت پانصد ساله راه باشد.
- در روایتی دیگر رسیده است: هر که اطعام کند مؤمنی را تا سیر کند او را، اَحَدی از مخلوقات خدا قدر ثواب آن را نمی داند؛ نه مَلِک مقرّبی و نه نبّی مرسلی، مگر خداوند عزوجل.
نکته مهمانی که این همه ثواب از برای او رسیده است، نه آن است که متعارف اکثر اهل این زمان است که به قصد ریا، یا افتخار، یا خودنمایی جمعی از اهل دنیا را بر دور هم جمع نموده، به هرزه گویی و غیبت مسلمین می گذرانند، و انواع اسراف را مرتکب می شوند، بلکه مهمانی است که مقصود از آن، تقرّب به خدا، و اقتدای به سنّت پیغمبر، و دلجویی برادران و شاد کردن دل مؤمنان بوده باشد؛ و قصد خودنمایی و فخر نداشته باشد. و سزوار آن است که فقرا و نیکان را مهمان کند؛ اگرچه مهمانی اَغنیا و مطلق مردم نیز ثواب و فضیلت دارد.
توصیه مستحب است که مهمانی خویشان و همسایگان را فراموش نکند، کسی را که بداند مهمانی رفتن بر او شاق است تکلیف نکند و زود غذا را حاضر کند.
حدیث در حدیث است که شتاب در هر کاری از شیطان است، مگر در پنج چیز که شتاب در آنها طریقه پیغمبر خداست: طعام آوردن از برای مهمان، برداشتن میت، شوهر دادن دختر باکره، ادا نمودن قرض و توبه از گناه.
توصیه سنّت است که در مهمانی طعام را به قدر کفایت حاضر کند؛ نه کمتر باشد که موجب نقص آبرو و مروّت است، و نه زیادتر که تضییع مال و اسراف است. با مهمان گشاده رویی و خوش کلامی نماید و در وقت رفتن، تا درِ خانه، او را همراهی کند. و در خدمت کردن، از مهمان تقاضای کار نکند.
توصیه از برای مهمان نیز آدابی است چند. از آن جمله اینکه: دعوت برادر مؤمن را به مهمانی اجابت کند و فرق میان غنی و فقیر نگذارد، بلکه به فقیر زودتر وعده دهد؛ و بُعد مسافت، مانع وعده دادن او نشود، مگر اینکه بسیار دور باشد.
- باید غرض او از مهمانی رفتن، شکم پرستی نباشد؛ بلکه غرض او اکرام برادر مؤمن خود و متابعت سنّت پیغمبر(ص) باشد.
- همچنین اگر طعام میزبان، یا خانه او، یا فرش او، حرام یا شبهه ناک باشد، یا در آن موضع، مرتکب معصیتی شوند، مثل اینکه ظرف طلا یا نقره باشد، یا مشتمل بر غنا3 یا ساز بوده باشد، یا میزبان مرتکب اسراف شده باشد، یا در آنجا لَهو و لَعِب و هرزه گویی یا غیبت مسلمی شود، در همه آنها بهتر، وعده ندادن است و در بسیاری از صور آن، حرام است.
- کسی که ناچار شود به سفره ظالمی حاضر شود، تا تواند کم چیزی بخورد، و میل به غذاهای خوب نکند.
برچسب: مهمانی,مهمانی به انگلیسی,مهمانی سوسیسی,مهمانی شبانه,مهمانی شام,مهمانی خدا,مهمانی سرخه حصار,مهمانی قزوین,مهمانی ایرانی,مهمانی سوسیس ها,
نویسنده: نیما عباسیان