انسان و جوامع انساني در طول تاريخ در معرض بروز خطرات و بلاياي طبيعي و غير طبيعي بوده اند. برخي از اين بلايا داراي ابعاد كوچك بوده و مسئله چنداني خاصي راايجاد نمي كرده است ولي برخي از اين بلايا به صورت يكباره و ناگهاني اتفاق افتاده و ايجاد آشفتگي و تغيير حالت سريع در يك وضعيت خاص از زندگي جوامع را نموده كه از آن تحت عنوان بحران نام برده مي شود. مسئله مهم در اين گونه حوادث اين است كه افراد صدمه ديده ممكن است ظرف چند دقيقه يا ساعت همه هستي و متعلقات خود را از دست بدهند و شاهد مرگ عزيزان خود باشند و از اين رهگذر متحمل استرس هاي گوناگوني گردند كه هركدام از آنها مي توانند يك فرد را از پا در بياورند و منجر به ايجاديك بحران عمومي گردد. عوامل موثري را در طبقه بندي بحران ها مطرح مي كنند مانند: شدت بحران، نوع منبع ايجاد كننده بحران، ماهيت بحران، شيوه هاي مواجهه با بحران و … در واقع بحران نوعي پاسخ ب وقايع خطرآفرين است و نوعي پاسخ به خطرزائي يك حادثه است كه معمولا بصورت يك شرايط دردناك و ناخوشايند تجربه مي شود. بحران مي توان به صورت محدود و يا درازمدت باشد. وقتي كه تعادل هيجاني حاصل از بحران به ثبات قبلي خود برگشت نمايد بحران دفع مي شود. حال در اين موقعيت اگر واكنش هاي سازگارانه اي در برابر بحران به حركت در آيند منجر به حل بحران مي شود و اگر واكنش هاي ناسازگارانه اي در برابر بحران به حركت در آيند منجر به عميق تر شدن بحران و بروز علائم و اختلالات رواني گوناگوني مي گردد. لذا مداخله مناسب در يك بحران و بهره گيري از شيوه هاي بحران زدايي در اين مواقع و درست به وضعيت جسمي و روحي آسيب ديدگان و انجام امور توانبخشي و مددكاري مناسب در آن مقطع حساس مي باشد. متاسفانه در كشور ما توانبخشي و مددكاري در حوادث غير مترقبه هنوز به آن جايگاه شايسته و لازمي را كه بايد داشته باشد پيدا نكرده و تدابير درست و مناسبي كه جامع و كامل باشد براي آن در نظر گرفته نشده و بيشتر حالت غير فعال دارد.