خرید بک لینک

ای بی وفا

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی ، سایه از سر من تا سپیده مگیر ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم ، وقت دیدن او ، راه دیده مگیر دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داند شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داند منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند به جز این اشک سوزان ، دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی تو روی دل بود به سوی آستانه ی تو چو آید شب، در میان تیرگی ها، گشاید پر، روح من به شور و غوغا رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی ، سایه از سر من تا سپیده مگیر ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم ، وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

برچسب: نویسنده: نیما عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:37

صفحه بندی